خانه / دکتری شناختی / مصاحبه سایت رانویه با رتبه ۱ دکتری علوم شناختی سال ۱۳۹۷

مصاحبه سایت رانویه با رتبه ۱ دکتری علوم شناختی سال ۱۳۹۷

ضمن تبریک به شما در ابتدا لطفا خودتان را معرفی کنید و بفرمایید از کدام شهر هستید.رتبه کنکور و درصدهای خود در دروس مختلف را بیان کنید؟

«متشکر از شما. سروش گلبابائی و تقریباً اهل تهرانم. رتبه‌ی کنکورم ۱ شد که درصد دروس تخصصیم ۵۰، درصد زبانم ۶۳ و درصد استعداد تحصیلیم هم ۳۵ بود.»

 

 

 

رشته شما در مقطع لیسانس و ارشد چه بوده است ؟
«کارشناسی متالورژی دانشگاه تهران خوندم و ارشد روانشناسی دانشگاه تهران.»

چطور با رشته علوم شناختی آشنا شدید؟
«آشناییم مربوط می‌شه به زمانی که برای کنکور کارشناسی ارشد می‌خوندم. در واقع تا قبل از اون اطلاعات من از روانشناسی خیلی محدود به حوزه‌هایی بود که چندان در دایره‌ی علوم‌شناختی نمی گنجند. ولی زمانی که شروع کردم به خوندن برای کنکور ارشد، کم‌کم با حیطه‌ی شناختی هم آشنا شدم. آشنایی بیشتر رو هم در دوره‌ی ارشد پیدا کردم. دو تا درس به طور مشخص در این زمینه تدریس می‌شد. درس روانشناسی یادگیری ارشد و درس روانشناسی شناختی (پیش نیاز). بعد از اون هم به طور مشخص پروژم در این حیطه بود، چون پروژم مشترکاً با دانشکده برق بود و تو حیطه علوم‌اعصاب کار می‌کردم. به تبعش مطالعاتم هم بیشتر به سمت علوم‌ اعصاب شناختی رفت. »

از چه زمانی شروع به مطالعه دروس نمودید و به طور متوسط روزانه چه مقدار مطالعه داشتید؟
«تصمیمم این بود که از اول مهر شروع کنم، ولی به خاطر مشکلی که بابت سربازی برام پیش اومد، اگه اشتباه نکنم از اول آذر به طور منظم شروع کردم. در مورد زمان مطالعه خیلی مطمئن نیستم. ولی احتمالاً به طور متوسط روزی ۷ ساعت درس خوندم.»

کدام منابع را برای کنکور مطالعه کردید؟
«برای علوم اعصاب کتاب های گایتون و لانگستاف رو خوندم. برای روانشناسی شناختی، کتاب‌های استرنبرگ، تاگارد و فردنبرگ رو خوندم. برای ریاضی، بخش هایی از کتاب آقاسی و بخش هایی از کتاب مدرسان شریف رو خوندم و برای استعداد تحصیلی هم کتاب مدرسان شریف رو خوندم. در مورد آمار و روش تحقیق هم هر دو کتاب، آمار مهندسی و آمار و روش تحقیق مدرسان رو خوندم. در مورد زبان چون وقت کافی نداشتم، ترجیح دادم چیزی نخونم.»

از چه روش و تکنیک هایی برای مطالعه استفاده کردید؟

«خب من خیلی اهل روش و تکنیک نیستم. درواقع تنها کاری که می‌کنم اینه که شروع می‌کنم به خوندن و به‌صورت کاملاً ذهنی و ناخواسته خودم رو با زمان و شرایط وفق می‌دم. ولی برای این که سوالتون بی جواب نمونه، چیزهایی که به ذهنم می‌رسه رو می‌گم. در واقع مهم ترین تکنیکم این بود که چیزی که می‌خوندم رو دوست داشتم. دقیقاً بر عکس کاری که اکثر ما تو دانشگاه انجام می‌دیم. یک رشته رو انتخاب می‌کنیم و چون جرئت یا شرایط خارج شدن ازش رو نداریم، باید دنبال روش و تکنیک بگردیم که خودمون رو سرپا نگه داریم. فکر می‌کنم این که تو لیسانس یک رشته، تو ارشد یک رشته‌ی دیگه (یا حتی دو رشته‌ی دیگه) و تو دکتری هم یک رشته‌ی دیگه رو خوندم، کمک کرده که همیشه مطالب جدید و جالبی برام وجود داشته باشه که ازشون لذت ببرم. طبیعتاً تو این مدت نسبت به علایقم هم آگاه تر شدم. خب چون این روش جزو تکنیک‌های مرسوم کنکوری نیست، باید بگم از خلاصه‌نویسی هم استفاده کردم. البته مشکلی که وجود داشت اینه که من آدم منضبطی نیستم و برای اولین بار در زندگیم هم بود که خلاصه‌نویسی می‌کردم، در نتیجه تو یک ماه و نیم اول چند بار خلاصه‌های پراکنده‌ای نوشتم که همش رو هم گم کردم و در نتیجه تقریباً بی فایده بودن. ولی از یک ماه و نیم آخر، شروع کردم به خلاصه‌نویسی از علوم اعصاب و روانشناسی شناختی که کمک کرد راحت تر درس ها رو مرور کنم و مطالب هم تو ذهنم با چارچوب خاص خودم شکل بگیرن. »

 

اگر دوباره کنکور بدهید چه اشتباهاتی را تکرار نمی کنید؟
«خب چون اشتباه زیاد داشتم، جواب دادن به این سوال احتمالاً سادست. اولین نکته این که زودتر شروع می‌کنم به خوندن. البته قبلا هم گفتم که برنامه‌ی من این بود که زودتر شروع کنم، ولی مشکل ناخواسته‌ی سربازی باعث شد دیر شروع کنم. نکته‌ی دوم این که خیلی زود، (احتمالاً بعد از یک ماه) با توجه به زمانی که دارم، تصمیم گیری و برنامه ریزی می کنم که چه کتاب هایی رو بخونم و چه چیزهایی رو نخونم. به طور مشخص قصد من این بود که همه‌ی کتاب ها رو بخونم، ولی چون بدون برنامه پیش رفتم، ریاضی و استعداد تحصیلی رو نیمه تموم خوندم، کتاب لانگستاف رو تموم نکردم و کتاب دکتر حاتمی که نیاز به زمان زیادی نداشت رو هم نخوندم. نکته‌ی بعد این که ترجیح می دادم از ابتدای کار خیلی دقیق تر بدونم که چه کتاب‌هایی رو باید خوند و چه کتاب‌هایی رو نباید خوند. من اول شروع کردم به خوندن کتاب خلاصه‌ی گایتون و بعد از این که زمان نسبتا زیادی گذشت، متوجه شدم که خلاصه ‌گایتون کفایت نمی‌کنه و باید خود گایتون رو بخونم. آخرین اشتباه هم مربوط میشه به بررسی سوالات سال‌های قبل. من ۴ روز قبل از کنکور، برای اولین بار تست‌های سال ۹۶ رو زدم. فرداش، یعنی ۳ روز مونده به کنکور تست سال ۹۵ رو زدم و این برای اولین بار بود که متوجه شدم درس‌های کنکور ۹۶ و ۹۵ به شدت متفاوتند و من خیلی بی توجه به کنکورهای قبل درس خوندم. خب ۳ روز قبل از کنکور زمان خیلی مناسبی برای فهمیدن چنین چیزی نیست. نکته‌ی دیگه ای که فهمیدم هم این بود که لانگستاف مهم تر از چیزیه که فکر می کردم و اولویت خاصی برای گایتون وجود نداره. در واقع لانگستاف همون قدر مهمه که گایتون مهمه. اشتباه آخرم هم این بود که صرفاً سوالات کنکور ۹۶ و ۹۵ رو اون هم بدون شرایط امتحان زدم. یعنی من بین سوالات دو دفترچه، نیم ساعت استراحت می کردم که نتیجش رو تو کنکور دیدم. چون خیلی سال بود که به این شکل و با این مدت زمان سر جلسه امتحان نبودم، تو جلسه کنکور وقتی به دفترچه دوم رسیدم، به تنها چیزی که فکر می‌کردم این بود که زودتر وقت تموم شه و برم بیرون. نتیجش این شد که اکثر زمانم رو صرف سوال‌های زبان کردم و وقتی به سوال ۱۶ استعداد تحصیلی رسیدم وقت تموم شد.»

مطالعه دروس را کی به پایان رساندید؟ آیا همه دروس را تمام کردید؟
«نه متاسفانه بخش‌هایی که قبلا گفتم، یعنی ریاضی، کتاب لانگستاف و استعداد تحصیلی رو تموم نکردم و احتمالا عجیب نیست که دقیقاً تا ۱۲ شب قبل از کنکور درس می خوندم.»

قصد دارید پس از پایان دوره دکتری وارد چه حوزه ای شوید؟
«چو فردا شود فکر فردا کنیم! احتمالاً این جوابم خیلی مناسب سوال شما و خواننده های احتمالی نیست و اگه مناسب نمی دونید، پاکش کنید. ولی چون من بکگراند دانشکده فنی رو دارم، همچنان بخشی از اون رو با خودم حمل می کنم. برای همین بعد از دکتری ممکنه، گزینم حتی خوندن کامپیوتر، باستان‌شناسی یا گردشگری باشه. ممکن هم هست خیلی تخصصی صرفاً تو حوزه‌ی علوم شناختی بمونم و تو زمینه‌ای که پروژه‌ی دکتریم بوده کار کنم. بخش دوم که دلایلش احتمالا مشخصه، ولی در مورد بخش اول، مسئله اینجاست که من از دانشکده فنی این تجربه رو با خودم دارم که ما تو آکادمی به موضوعاتی می پردازیم که اساساً مشکل جامعه، فرهنگ، صنعت یا اقتصادمون نیست. اگه از متالورژی مثال بزنم، ما روی فلز حافظه دار کار می‌کنیم، یا روی تاثیر افزایش یک درصدی ساخارین روی آلیاژ X یا خیلی چیزهای جزئی تر از این‌ها، و در نهایت پیچ‌گوشتی رو از خارج از کشور وارد می‌کنیم و یا ضخامت‌های کم ورق رو نمی‌تونیم تولید کنیم و باید بریم سراغ واردات! یا در روانشناسی در حالی که ما روی مسائلی کار می کنیم که برای چاپ مقاله خیلی مناسبند، همچنان نظرسنجی‌های مناسب با جامعه آماری بالا و در زمینه‌های مختلف در جامعه نداریم. در نتیجه همیشه باید بر اساس حدس و گمان برنامه ریزی کنیم و پیش بینی ای از رفتار جامعه نداریم که بتونیم برنامه ریزی کنیم. به زبون ساده، آکادمی بسیار مناسبی برای اپلای کردن داریم که ارتباطش با صنعت و جامعه قطع شده. به همین دلیل هم دانشگاه نمی‌تونه کسب درآمد کنه، پس نمی تونه به دانشجو فاند بده و موضوعاتی که به دانشجو یاد می‌ده هم موضوعاتی نیست که بعد از فارغ‌التحصیلی تو محیط کار باهاشون مواجه می‌شی. در نتیجه نمی تونه دانشجوها رو حتی در این سطح ترغیب کنه به موندن. در طرف مقابل هم جامعه هزینه‌ی آکادمی رو می پردازه ولی ازش سودی نمی‌بره. مسئله برای من اینه که از اینجا به بعد کاری انجام بدم که با جامعه مرتبط باشه و کاربرد واقعی تو ایران داشته باشه، برای همین ترجیحم اینه که تو دوره ی دکتری به سمتی برم که کاربردی داشته باشه، در غیر این صورت گزینه ی بعدی حتی می‌تونه گردشگری باشه که احتمالا به خاطر پتانسیل کشور، کاربردیه!»

به طور کلی چه توصیه هایی در خصوص نحوه مطالعه داوطلبان و آمادگی برای کنکور دکتری دارید؟

«توصیه هام بیشتر مرتبط با اشتباه های خودم خواهد بود. پیشنهاد من شروع به خوندن از اول مهره تا هم فرصت کافی برای خوندن همه ی درس‌ها وجود داشته باشه و هم آرامش بیشتری داشته باشید. قبل از شروع به خوندن هم حتما اطلاعات لازم رو کسب کنید. این که چه کتاب هایی رو باید بخونید، برای خوندن هر کتاب چقدر زمان لازم دارید و سوالات سال قبل از کدوم فصول بوده و در چه بخش هایی باید تمرکز کنید. بر خلاف من حتماً بعد از این که تا حدود متوسطی به کتاب ها مسلط شدید، سوالات کنکور سال های قبل رو بررسی کنید. من طرفدار ایده ی تست زدن تو روزهای آخر نیستم، چون از نظرم اگه کسی چند روز مونده به کنکور بفهمه به درسی تسلط بالا و به درس دیگه ای تسلط پایینی داره هیچ فایده ای نمی تونه براش داشته باشه. در واقع تو چند روز آخر امکان جبران وجود نداره. برای همین پیشنهادم اینه که سوال های سال‌های قبل رو در طول خوندن کتاب ها به کرات مرور کنید تا هم ضعف هاتون رو بشناسید و هم بدونید در چه بخش هایی باید تمرکز کنید. به علاوه همیشه احتمال تکرار شدن سوال‌ها وجود داره، پس هر چقدر بهتر سوال های سال قبل رو بلد باشید، شانس بالاتری برای جواب دادن بهشون تو کنکور دارید. خلاصه نویسی هم به شرطی که آدم منظمی باشید و خلاصه نویسی هاتون رو گم نکنید، کمک می کنه تا مطالب تو ذهنتون منسجم بشن و خیلی راحت تر هم تو ماه آخر مرورشون کنید. در نهایت این که اگه تو تهران زندگی می کنید و مثل من نمی تونید صبح ساعت ۶ بیدار بشید، تو روزهای تعطیل برای درس خوندن به کتابخونه ملی نرید، چون ظرفیتش کمتر از متقاضی‌هاست و در نتیجه زمانی رو صرف رفتن به کتابخونه و زمانی رو صرف گشتن دنبال صندلی خالی می‌کنید و در نهایت چون جای خالی وجود نداره باید برگردید خونه!»

درباره ی ادمین

همچنین ببینید

مصاحبه سایت رانویه با رتبه ۱۱ کارشناسی ارشد علوم شناختی سال ۱۳۹۷

ضمن تبریک به شما در ابتدا لطفا خودتان را معرفی کنید و بفرمایید از کدام …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *